گزارشی از مراسم تودیع ومعارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد
روز قشنگی بود ..دم در یه چند تا از اهالی مطبوعات داشتن بهم خبر کشی می کردند، حائری کیهان من وهمیشه به یاد شریعتمداری می اندازد، شریعتمدرای هم به یاد حمله از پشت درخت( این صرف ایک احساس است)
رضا حقیقت نژاد سردبیر نیم وجبی و البته شیرازی روزنامه رنگی خاتم یزد داشت به صورت کاملا مفتی! روزنامه اش را توزیع می کرد. بعد از خوش وبش همراه با مجید وفایی شاهی که خبرنگار ایسکا نیوز هست و من همیشه لقب ایسکا نیوز بهش می دم، وارد سالن شدیم... سالن هلال احمر با آخرین متد های نور و صدا برای همچین روزهایی ساخته شده بود ..ساعت 9 پنج دقیقه بود.
نصفه کمتر سالن پر بود ..با ایسکا نیوز رفتم وسط ها نشستم ...کم کم اهالی هنر جمع می شدن تک تک چهره های سیاسی هم به همه! سلام می کردند...همه اومده بودن هم سلام کنند هم خداحافظ ..
چشمام دنبال علی می گشت همون که بهش می گن غیاثی... نبود ...سالن دیگه پر شده بود استاندار با هیئت همراه خیلی ساده از وسط سالن با حال و احوالپرسی با همه، عاصی هیچ وقت اهل غرتی بازی نبوده ولی باید باشه. اومد رفت جلو نشست..علی و احمد منظورم غیاثی و عجمین با سلام و روبوسی واین غرتی بازی ها اومدن همون راهی که استاندار رفته بود را طی کردند ...دیگه جلسه شروع شد ...قرائت قرآن ...بازم مثل همیشه مجری تکراری با لهجه تکراری رفت پشت تریبون ..یه بار قربون صدقه غیاثی می رفت دوباره برمی گشت به عجمین لبخند می زد بهش تبریک می گفت ..کاری که همه می کردند..
روی سن پر شده بود از تابلو و تقدیر نامه وکادو ..چیزی حدود 100 تا تابلو ردیف شده بود ...ایسکا نیوز می گفت علی باید چند تا خونه بخره دیوارش رو با اینا پر کنه...از انجمن های هنری مختلف اومدن حرف های عشقولانه و قشنگی نثار هر دو مدیر کل کردند...یک اتفاقی جالبی افتاد که شاید یه علامت و نشانه ای باشد: یکی از خواهران هنرمند و عکاس با حجابی غیز از چادر رفت و با دوربین 5 مگا پیکسلی از عجمین عکس گرفت، اقای حجت الاسلام ابویی[زیاد باهاش مصاحبه می گیرم برخلاف استاندار یزد مشاور روحانیتش اهل رسانه است] که این روزها گویا مشاور امور روحانیت استاندار یزد هست از صندلی پشن عجمین بلند شد و به همکار عکاسم یه چیزی گفت، چیزی تو مایه های برو کنار و این حرف ها... عکاس خوش تیپ تعجب کرد ولی عکسش را هم گرفت، من به ایسکا نیوز گفتم این عکس موندگاره(1)، ایسکانیوز زیر لب به این رفتار ابویی غرولند کرد، گفتم، مشاور روحانیت کارش همینه داره به مدیرکل جدید روحانی، مشاوره می ده!
محمدی شاعر و مدیر یزدی هم به جای شعر گفتن رفته بود سراغ 10 دوازده دیوان شعرایی مثل حافظ و رودکی وسعدی... و از هرکدوم فال گرفته بود و بعد بیت اول غزل رو برداشته بود بهم میکس کرده بود ... زان یار دلنوازم...گویم سخن فراوان....اندر ره عشق عاشقی می باید...هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ...چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد..اینجور بگم همه رو یه طوری پیچوند کسی نفهمید کپی کرده !!! ملت کلی کف کردند و کف زدند...پیر تیاتر یزد اومد روی سن اول کلی دورود و دو صد بدرود به همه داد ..بعد مستقیم رفت یقه معاون صفار هرندی رو چسبید ..کلی از حکایت هایی که کلمه "زنیکه" داشت، برای این بنده خدا گفت البته از آخرین قیمت مواد مخدر هم گزارشی مبسوطی ارائه داد...شرط می بندم نصف حرف های این کهنسال هنر یزد را معاون صفار هرندی نفهمید...یه جمله ای گفت قشنگ به لهجه یزدی:غیاثی تو در رفتی، عجمین تو گیر افتیدی...
استاندار با همون لهجه ساده و حرف های خیر خواهانه خودش یه کم درد دل کرد ...چون می خواست بره شهرستان خاتم کار داشت، سریع سخنرانی رو پیچوند و تشکر کرد وبعد تبریک گفت و رفت.. غیاثی مثل همیشه سر به زیر رفت بالا، یه کم گزارش داد و بعد هلالیت طلبید و خداحافظی ...مجری تکراری برنامه ما[برادر گلرسان] به دکتر ایمانی معاون وزیر دستور داد بیا حرف بزن.. معاون وزیر یه کم از مشکلات و بودجه گفت..بعد هم کمی از حرفهای پیر هنر تیاتر یزد را پذیرفت و بقیه رو هم ماست مالی کرد ...و حکم تودیع علی غیاثی ندوشن و بعدش هم حکم نصب احمد عجمین رو خوند ..بعد هر دوتا اومدن بالا حکم ها را تحویل گرفتن و کلی رو هم رو بوس مالی کردند و هی بهم لبخند زدند و رفتند، من هم لبخند به لب داشتم، احساس کردم مثل مونالیزا می خندم، لبخندی شبیه به یک راز، ولی راز لبخندها را می دونستم چون کم وبیش تو روند تغییر مدیریت ارشاد یزد بودم، خبرهای دروغ، نقش یک خبرگزاری اصولگرا و دوست های که من لقب خوب بهشون داده بودم وشاید هم بودن، تلفن آقای عجمین به آقای ؟؟؟ ... بیعت شبانه آدم هایی که تا دیروز افتخارشون گرفتن عکس یادگرای با آقای غیاثی بود،گاهی وقت ها از هوای نجاست وبوی گند شهر، دلت نمی خواد از خونه در بیای.
آقای غیاثی واقعا آدم نجیب و مخلصی هست، چند روز پیش سه ساعت باهم گفتگو کردیم که من فقط نیم ساعتش را به صورت مصاحبه در خروجی خبرگزاری ایسنا - یزد قرار دادم، در دل های یک مدیر در حوزه فرهنگ و هنر یزد، باید ثبت می کردم، شهری که هنری مثل تئاتر در آن با بخشنامه مدیر تهرانی وارد شده است. یک کتاب به من هدیه داد، صفحه "تقدیم به" نوشتم"آخرین هدیه در آخرین روزهای یک مدیر نجیب... 30/11/84علی غیاثی ندوشن"، خودم به جای غیاثی امضا کردم.
.... بماند، این ها را نباید خاطره لقب داد، باید از خاطرهایم دیلیت کنم، خوب نیست آینده گان از روند تغییر مدیریت ها به سبک مهرورزی یادگاری داشته باشند.
حجه السلام احمد عجمین ...رییس دفتر آیه الله مصباح یزدی ...معاون اسبق رییس ارشاد یزد ..چون وقت نماز شده بود حرف خاصی نزد...تشکر کرد، اومد پایین...بعد غیاثی و کارکنان ارشاد و عجمین با هم عکس یادگاری گرفتند... نکته جالب این بود که بعضی ها خودشون را به عجمین چسبونده بودند ...
علی غیاثی پس از سه سال مدیریت رفت ولی روزی که اومد مدیر بود ...روزی که می رفت یه دوست بود برای همه،
امید وارم هرجا می ره یادش باشه که زمانی اینجا دوستانی داشته که امیدوارم همیشه دوستش داشته باشند...
حجه السلام احمد عجمین هم با کوله باری از تجربه اومده، ولی من فکر می کنم، تجربه های سیاسی اش بیشتر باشه تا فرهنگی، شاید علت انتخاب او، اتخاذ رویکرد سیاسی در مقوله فرهنگ باشه! مطمئن هستم یه کارایی می کنه کارستون از نوع عجمینی، رضا حقیقت نژاد می گفت نمی شه پیش بینی کرد....
او رییس دفتر آیت الله مصباح بوده شایدم هنوز هست، ولی آیا حالا که اسم اون منو به یاد "نیک آهنگ کوثر" می اندازد سه سال دیگه دولت احمدی نژاد تموم می شه، به یاد چه خواهد انداخت؟
رفتم دفتر خبرگزاری، از غرولند رییس کلافه شدم زدم بیرون، عصر یه کتاب خریدم 3 هزار تومان، شب با چند تا از بچه ها در مورد مراسم صبح حرف می زدیم، به حرف های پیر تیاتر یزد و گزارش قیمت تریاک و دختر بازی و الواتی برخی از ؟، حسابی خندیدیم، امروز تموم شد.
برای علی غیاثی ندوشن:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم ان نغمه که مر